بازار محوری نقطه بلوغ سازمان

بازار محوری، نقطه بلوغ سازمان

بازار محوری

بازار محوری چیست؟ چه سازمان‌هایی از آن بهره می‌برند؟ چگونه می‌توان آن را در سازمان پیاده‌سازی کرد؟ تأثیر بازار محوری سازمان بر رشد و پیشرفت آن چگونه است؟

 

بازار محوری مفهوم گسترده و عمیق دارد و اگر بخواهیم جایگاه و اهمیت آن را در یک جمله بیان کنیم می‌توان گفت که بازار محوری نقطه بلوغ و مرحله بالندگی سازمان است.

بازار محوری، فرهنگ‌سازمانی است که سازمان را مجبور به انجام فعالیت‌های اثربخش می‌نماید تا با خلق ارزشی افزون‌تر برای مشتری، باعث رشد عملکرد تجاری سازمان گردد.

به‌عبارتی‌دیگر، سازمان برای آنکه در فعالیت‌های تجاری در بلندمدت موفق باشد، فرهنگی در بین کارکنان سازمان رواج میابد که بازاریابی شالوده و اساس کار است. سازمان، نه به تولید و فروش می‌اندیشد و نه به محصول و تکنولوژی. دغدغه اصلی، رضایت مشتری است؛ ولی نه آنچه مشتری طلب می‌کند، بلکه با طی فرایندی، پاسخگویی بهتر و رضایتمندی بیشتر حاصل‌شده و در پایان تبدیل به سود برای سازمان می‌گردد. آنچه نکته بارز است، این فرهنگ در کل سازمان باید نهادینه شود و مختص واحد بازاریابی نیست. تمامی سازمان، به دنبال یافتن ترجیحات مشتری با توجه به نیازش هستند تا محصولی ارزشمندتر از رقبا برای مشتری فراهم نمایند. حال، مشتری محصولی ارزشمندتر در اختیار دارد رضایت وی حاصل‌شده و چون این خدمت‌رسانی از سوی سازمان، مدام صورت می‌گیرد و مربوط به یک محصول و یا به بازه زمانی نیست، او را تبدیل به مشتری وفادار می‌نماید. این تداوم پاسخگویی از سوی سازمان و وفاداری مشتری از سوی دیگر، سودآوری سازمان در بلندمدت را قطعی می‌نماید.

بازار محوری یک مزیت رقابتی است. به بیانی دیگر بازار محوری یک محیط فرهنگی را ترویج می‌دهد که رضایت مشتری در اولویت قرار دارد و با انجام خدمات باکیفیت برتر و تکمیل و اجرای متمایز در پاسخگویی نیازهای مشتری، صورت می‌پذیرد.

بازار محوری در سازمان هم دیدگاه فرهنگی دارد و هم بحث رفتاری. سرعت و اثربخشی پاسخگویی به فرصت‌ها و تهدیدات، نمود رفتاری این سازمان‌ها است. این فرایند سه مرحله دارد:

  1. جمع‌آوری اطلاعات مشتری بر اساس نیازها و ترجیحات آنان در بازار.
  2. تجزیه‌وتحلیل رقبا و کنترل مدام خدمات و رفتارشان.
  3. هماهنگی بین سازمانی در درون مجموعه برای پیاده‌سازی فرهنگ بازار محوری

خصوصیات سازمان‌های بازار محور:

  • ارائه تجربه و راه‌حل برتر بجای محصول: (مثلاً بجای فروش عینک، چگونه خوب دیدن را می‌فروشند.)
  • تمرکز بر ارزش: بجای تمرکز بر روی تکنولوژی، بر روی آنچه برای مشتری ارزش دارد، تمرکز می‌کنند.
  • کسب رضایت مشتری و تبدیل وی به وفاداری: محصولی ارزشمندتر می‌فروشند و به رابطه‌ای بلندمدت می‌اندیشند.
  • بازاریابی درونی: بجای تلاش برای تبلیغات و فروش، تمام سعی خود را بر بالا بردن انگیزه کارکنان سازمان می‌گذارند.
  • هوش بازاریابی: رقبای خود را زیر نظر دارند و فعالیت‌های آنان را پیش‌بینی می‌کنند و هم‌زمان پیشرفت‌های تکنولوژی را رصد می‌کنند.
  • دید سرمایه‌گذاری به بازاریابی: آنچه انجام می‌دهند دید هزینه‌ای به آن ندارند که آن را کاهش دهند، بلکه چه بلندمدت باشد و چه گران، سرمایه‌گذاری است، پس هرچه هوشمندانه‌تر بهتر.
  • خلق یک برند قوی و اهرم کردن آن در همه‌جا: برند یک مفهوم عمیق است و ارزش آن برابر با خود کسب‌وکار است. سازمان‌های بازار محور، تمام داشته‌هایشان را با یک برند قوی در ذهن مشتریان و مردم، جای‌داده و آن را پرورش می‌دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *